مقدمه: امشب همچنان از تبریز زیبا در قالب رویداد ملی ایران جان از آذربایجان شرقی چهارمین برنامه را تقدیم شما میکنیم و امشب با عنوان نقش خیریهها در تاب آوری اجتماعی بحث امشب را تقدیم حضور میکنیم. تبریز شهر اولینها است، اما در کنار پیشگامی در صنعت و تجارت، تبریز شهر کرامت است. آوازه این شهر به عنوان شهر خیران و نیکوکاران تنها یک شعار نیست، بلکه بازتاب دهنده یک فرهنگ عمیق و البته سازمان یافته از خیرخواهی است که از گذشتگان به ارث رسیده و امروز به ستون تاب آوری اجتماعی این استان و این شهر تبدیل شده تا جایی که در شهر تبریز کمتر شاهد پدیدههایی مثل تکدیگری هستیم.
در برنامه امشب قصد داریم به این پرسش بپردازیم که الگوی حکمرانی مشارکتی در آذربایجان شرقی چطور توانسته این فرهنگ احسان را در طول دههها حفظ کند و آن را به یک نظام و فرایند کارآمد تبدیل کند.
سوال: آقای محمدزاده، چون عنوان برنامه نقش خیریهها در تاب آوری اجتماعی است، اگر بفرمایید که منظور ما از تاب آوری چیست و درباره چه چیز صحبت میکنیم، ممنون میشوم.
محمدزاده: برای اینکه بتوانم به زبان ساده مفهوم سازی کنم تاب آوری اجتماعی را، ببینید در شرایط عادی جامعه بین نیازهای جامعه و توان و ظرفیت نظام حکمرانی یک تعادل نسبی برقرار است ولی همیشه شرایط عادی نیست بعضاً اتفاقاتی میافتد اعم از حوادث طبیعی، حوادث غیر طبیعی و این تعادل به هم میخورد در نظر بگیرید مثلاً یک حادثه طبیعی مثل زلزله اتفاق میافتد بین نیازهای جامعه و توان نظام حکمرانی تعادل به هم میخورد تاب آوری اجتماعی اینجا معنا پیدا میکند در چنین شرایطی یک سیستم چطور میتواند از همه ظرفیتها و داشتههایش استفاده کند و در این وضعیت بتواند تاب آوری داشته باشد و خودش را به شرایط عادی برگرداند، حالا اینجا هم بحث این است چنین شرایطی که میتواند زلزله باشد، جنگ باشد و شرایط مشابه باشد کدام ظرفیتهای غیر دولتی داریم که میتواند ما را در این شرایط سخت توانمند کند تا بتوانیم این مقطع را رد کنیم.
سوال: بخش مهم آن متمرکز روی خیریهها است؟
محمدزاده: بله وقتی میگویم ظرفیتهای غیر دولتی یعنی بهرهگیری از توان و ظرفیتهای مردمی که عمدتاً روی خیریهها خودش را نشان میدهد الان برای اینکه به عینه مشخص بشود ببینید وضعیت جغرافیایی کشور ما به گونهای است که حوادث طبیعی زیاد داریم وقتی حوادث طبیعی اتفاق میافتد مردم خیلی جلوتر از نظام حکمرانی و بخشهای دولتی حاضر میشوند این همان ظرفیتی است که به کمک و دستیاری نظام حکمرانی میآید و آنجا تاب آوری خودش را نشان میدهد یا در شرایط جنگ فعلی هم باز این وضعیت خودش را به وضوح نشان داد که یک جامعه توسعه یافته اجتماعی مثل کشور ما این ظرفیتها را دارد که خیریهها، نهادها و موسساتی که در بخشهای مردمی فعالیت میکنند در این شرایط حساس به دستیاری دولت بیایند.
سوال: الان تبریز به عنوان شهر خیرین و نیکوکاران این الان ویژند، ویژند یعنی فارسی شده برند است یعنی ویژند تبریز است. یعنی تبریز یکی از چیزهایی که در ایران شناخته میشود این است که شهر خیرین و نیکوکاران است، دولت یا بهطور مشخص استانداری برای حمایت از این فرایندی که منجر به این رویداد شده، چه کارهایی را انجام داده است.
محمدزاده: من کوتاه به مولفههای خیریه اشاره کنم وقتی ما از خیریه حرف میزنیم شاید ذهنیت به نهادها و موسساتی که این روزها با آن سر و کار داریم متمرکز شود امروز خوشبختانه ابعاد خیلی گستردهای یافته و خودش را تطبیق داده با نیازهای امروزی، ببینید ما شاید مدل سنتی و قدیمی امر خیر را در وقف و موقوفات داریم دیرینهای به درازای چند صد سال شاید هزار سال برود تا به امروز که آمده به تنوع و تکثر رسیده امروز خیریهها فقط به فکر نیازهای معیشتی مردم نیستند با تکثر و تنوع همراه است الان در حوزه سلامت، حوزه مدرسه سازی، فضاهای آموزشی، در حوزه محیط زیست، در حوزه حفظ میراث تاریخ و میراث فرهنگی ورود داریم و نقش بسیار خوبی هم ایفا میکنیم اما در خصوص سوال شما در ساختار اداری ما در استانها شورایی به نام شورای توسعه و حمایت از تشکلهای مردم نهاد داریم که با مسئولیت معاون سیاسی و اجتماعی برگزار میشود، تعهد و مسئولیت ما آن ایجاد بستر و یا تسهیلگری برای توسعه فعالیتهای داوطلبانه، فعالیتهای خیرخواهانه و مردمی است آنجا ما در قدم اول مسئولیتمان این است که بستر فراهم کنیم و تسهیلگر باشیم، در قدم دوم مسئولیت ما این است که از اعتماد مردم به آن ساختار و نظام خیریه پاسداری و مراقبت کنیم به نظر من چیزی که خیلی اهمیت دارد و در تبریز یا در ایران عزیز این قدر نهادهای خیریه پا گرفتند و مشارکت مردمی داریم این ریشه در در کنار اینکه یک فرهنگ دیرینه دارد اعتمادی است که مردم به آن کارگزارانش دارند مثلاً در وقف به سازمان اوقاف و امور خیریه دارند، در نهادها و موسسات خیریه به متولیان آن موسسه دارند، ما در آنجا مسئولیتی داریم که از طریق نظارتهایی که قانون برای ما مشخص کرده از این اعتماد هم پاسداری کنیم.
سوال: به نظرم این اعتمادی که فرمودید ایجاد شده و این بستری که دولت فراهم کرده و حمایتی که دارد انجام میدهد احتمالاً در ارکان بقیه دولت در استانهای دیگر هم اتفاق میافتد ولی خروجی آن، آن چیزی که در آذربایجان شرقی تبریز روی داده الزاماً این نیست به نظرم یک کار متفاوتتر دیگری باید روی داده باشد که همه آنها به دولت برنمیگردد، آقای جلالی شما رئیس مجمع خیرین مدرسه ساز هستید. نسبت ساخت مدارس و آن اصول ابتدایی آموزش که مدرسه است با بحث تاب آوری اجتماعی چیست، آیا این مستقیمترین راهی است که شما اتخاذ کردید برای توانمندسازی نسلهای آینده؟
جلالی: یک مورد است که باید مقدم شما را به اولین شهری که ۳۵۰ سال قبل از هاروارد اینجا بنیاد خیرین دانشگاه ربع رشیدی شده یعنی ۷۵۰ سال پیش و آنجا ما با واژههایی از جمله ابواب البر، خیرات الجاریه، دارالمساکین یعنی یک دانشگاهی که پاسخگوی تمام نیازها بوده و برای آن گفتهاند که اولین بنیاد خیریه قبل از اسلام و بعد از اسلام در تبریز اتفاق افتاده است و بعداً هم اتفاقات خاص حالا که موضوع نبود تکدی گری موردی است که جزو امتیازات این شهر به شمار میرود و حقش است، ۶۵۰ سال پیش در تذکره تیموری نوشته که اینجا گدا نیست، گداها را کد گذاری کردند، نشاندار کردند و اینها نباید گدایی کنند، انسان میبیند ۱۲۰ سال پیش یک والی میگوید تبریزیها خیلی متمدن هستند، خیلی مدنی هستند چون اینجا کسی نمیتواند گدایی کند ولی امروز البته این موسسه خیریه حمایت از مستمندان تبریز با حوزه شهروندی که تغییر کرده موفق شده که بسیار حائز اهمیت است ولی درباره کاروان سالار موضوع مدرسه سازی باز هم میرزا حسن رشدیه است یعنی اگر ما به مدرسه سازی توسط خیرین ما حالا مباحی هستیم کاروان سالار ما آقای مرحوم رشدیه بوده که اولین مدرسه خیریه ایران را ایشان احداث کردند در تبریز ولی اینکه فرمودید مدرسه سازی در رابطه با موضوع تاب آوری و آینده سازی چه نقشی دارد تمام آنهایی که علمای توسعه بررسی میکنند میبینند که اولین موضوع که میتواند ما را نجات بدهد موضوع آموزش و ساخت فضاها است ما با آموزش میتوانیم سلامت پایدار را پیدا کنیم، ما با آموزش میتوانیم مسکن خوب را اداره کنیم همه چیز به آموزش متصل است که خوشبختانه تبریز خیرین مدرسه ساز تبریز چه در گذشته چه حال خودشان به این مهم کمر همت بستند و آن را اجرایی کردند.
سوال: اثرش را سالهای آینده خواهیم دید یا از همین الان هم میشود آثارش را دید.
جلالی: موضوعی که وجود دارد ما تا زمانی که امکانات مساوی که حق همه کودکان است جاری و ساری نکنیم نمیتوانیم آینده را بسازیم و اولین گام موضوع فضا است که این مهم در تبریز اتفاق میافتد و اداره کل نوسازی که گزارش داده موفقترین اداره کل نوسازی ۳۱ استان ایران است.
سوال: هنوز هست مکانهای آموزشی که نیاز به نوسازی یا ساخت و ساز دارد یا تقریباً رو به پایان است نیازمندیهایی که در تبریز وجود دارد.
جلالی: ما خودمان میدانیم که موضوع عمر فنی ساختمان هدایت میکند که ما همیشه دست به دامان خیرین مدرسه ساز بزرگ باشیم چون ما نمیتوانیم این راه را یک جایی متوقف کنیم و کار تمام بشود هیچ وقت کار تمام نمیشود برای همین هیچ وقت هم ما از مزایا و توجه خیرین محروم نمیشویم.
سوال: آقای مدقالچی، راز تداوم این خیریهها و نسل به نسل شدن آنها چیست که بعد از گذشت این همه سال همچنان این فرایند کار خیر در آذربایجان شرقی و بهطور مشخص در تبریز همچنان مستمر ادامه دارد. این چگونه منتقل شده است؟
مدقالچی: موسسات خیریه که تشکیل شدند حداقل این اواخر یعنی از سال ۱۳۲۲ خیریه تبریز به وجود آمده با کمک اهالی محل یعنی اهالی محل در هر محلهای جمع میشدند و نیازمندان آن محل خودشان کمک میکردند معمولاً اینها افراد خوشنام آن محلهها بودند ضمن اینکه نسبتاً افراد متمولی بودند قدیمها مثل الان نبود که یک قسمتی از شهر به اصطلاح محل سکونت فقرا باشد و یک قسمتی از شهر محل سکونت اغنیا باشد آن موقع هم فقیر و هم غنی در یک محل زندگی میکردند و خود آن اشخاصی که در آن محل بودند خودشان کمک میکردند به ضعفای آن محله و اخیرا که موضوع محله محور که مطرح شده احتمالاً همان مسئلهای بوده که از قدیم به خصوص در تبریز بوده، خیریههایی که آن موقع به صورت خیریههای محلی کار میکردند و مورد اعتماد مردم محل خودشان بودند این پا گرفته و رفته رفته این خیریهها وسعت پیدا کردند.
سوال: الان هم به همین صورت است؟ یعنی الان نظام مدیریتی در کار خیر به همین صورت است در تبریز؟
مدقالچی: بهصورت محلهای اون موقع نیست ولی خیرین خود شهر از حالا هر قسمتی که باشند از مقطع زمانی که وجود داشته شروع کردند برای فعالیت در این امر مثلاً خیریه حمایت از مستمندان تبریز اولین جرقه آن بهخاطر جلوگیری از تکدیگری به اصطلاح تاسیسشده و اینجوری بوده که در آن سالهای هزار و سیصد و چهل مردم می رفتند توی مساجد برای ادای نماز و مسائل به اصطلاح روضه و اینجور چیزها این متکدیان میآمدند در مسجد، مزاحم نمازگزاران میشدند و به خاطر این که پول جمع کنند اول نماز و وسط نماز، آخر نماز اینها اقدام به تکدیگری میکردند تا مرحلهای میرسد که روحانی آن یکی از مساجد خطاب به مردم میگوید که ما از دست این متکدیان چیکار باید بکنیم.
این جرقه زده میشود به اون به اصطلاح تجار آن زمان توی بازار که بیایید یه کاری بکنند این کار جمع بشود تصمیم میگیرند که هر کسی که آمد برای تکدیگری ما این را جلویش بگیریم برویم تحقیق بکنیم ببینیم این نیازمند است بهشون از جیب خودمان پول بدهیم و تامین بکنیم و اگر که نیازمند نیست دیگر نگذاریم بیایند توی مساجد جاهای دیگر به اصطلاح تکدیگری بکنند این موضوع تقریباً شیوع پیدا میکند مساجد دیگر محلات دیگر بازار و راسته های دیگر به اصطلاح می آیند این کار را شروع میکند در پی این مسئله می بینند که خوب این یک کاری که شروع شده و بعد آن آدمهایی که نمیتوانند بیایند و نمیخواهند تکدیگری بکنند، نیازمند هستند، نیاز رفع نشده باز خیریه همان اشخاص را که به اصطلاح تکدیگری نمیکنند و نیازمندان زیر پوشش قرار میدهد و تا همینجوری می آید جلوتر و تا سال ۱۳۵۱ مؤسسه به صورت رسمی ثبت میشود، البته مؤسسات دیگری هم بودهاند، مثل خیریه نوبر که سال ۱۳۲۶ ثبت رسمی شده یا خیریه تبریز سال ۱۳۲۲ ثبت رسمی شده و اینها همشون کمک به مردم نیازمند به اصطلاح ایده آنها بوده، حالا به اصطلاح بعضی از این خیریهها به علت نبود به اصطلاح پشتیبانی یا جمع شدند و به اصطلاحات فکر جمعی یا خرد ضعیف شدهاند و بعضی ها خدا شکر که الان هر روز به روز ارتقا پیدا کردهاند و الان مؤسساتی مثل موسسه خیریه حمایت از مستمندان بحمدالله هر روز ارتقا پیدا میکند و به صورت عام و بیشتر مشکلات جامعه را از درمان و جهیزیه جلوگیری از تکدیگری و پیشگیری از حبس محکومین غیر عمد و کاریابی و کارآفرینی به اصطلاح آنجا انجام میدهد.
بهطور مثال فرض کنید که موردی ما داریم که برای کسانی که قالیبافی بلدند خودشان برای آنها دستگاه قالیبافی مصالح قالیبافی تهیه میکنند، اشخاصی هستند و می روند اینها را پایش میکنند، ببینند چهجوری بعد اینجوری خودشان با یکی دو سه باری به اصطلاح دنبال این مسئله گرفتن خودشان خودکفا میشوند یا مثلاً کارهای دیگر انجام میدهند مثل دوخت و دوز یا به اصطلاح کارهای دیگر خودشان علاقه دارند موسسه برای آنها امکانات فراهم میکند سرمایه به آنها میدهد بروند و اینکار بکنند به جای اینکه بیایند بهطور مثال نیازمند به اصطلاح آن مستمری و ارزاق که در مؤسسه داده میشوند، باشند.
سوال: آقای محمدزاده، یک نکته خیلی مهم این است که قبلاً بحث همافزایی بین دولت و مؤسسات خیریه در تبریز خیلی منحصر به فرد است. الان دولت از تصدیگری به سمت تسهیلگری گذار میکند. درست است این موضوع روی میدهد، اما من هنوز احساس میکنم این نکتهای که در تبریز یک اتفاق جدید و متفاوتی است، الان مدلی (الگویی) که بهطور مثال، آقای مدقالچی میگویند، خیلی از جاهای کشور هم پیادهسازی شده و همین مؤسسههای خیریه هستند، اما رویدادی که در تبریز بوده، آنجا روی نداده است؟
محمدزاده: من اجازه میخواهم یه مطلب کوتاهی راجع به مطالب دوستان فرمودهاند در مدرسهسازی خوب یکی از حوزههایی است که تبریز برای خودش نامی دارد خوشبختانه من دوتا عدد میخواهم خدمت شما بگویم الان در این استان پهناور حدود چهل درصد از فضاهای آموزشی را خیرین ساختند الان آقای دکتر پزشکیان رئیسجمهور محترم دو تا مسئله را در اولویت کارهای خود قرار داد، یکی نهضت عدالت آموزشی است که الان در استان آذربایجان شرقی هزار و سیصد و سی و هشت کلاس درس ساخته میشود که سی و هشت فضاها از این فضاها را بخشهای غیردولتی دارد تعهد کرده انجام می دهند از خیرین مسجدهایی اجتماعی و در حوزه مدرسهسازی نامهای بزرگی در آذربایجان شرقی میدرخشد.
من جا دارد اینجا یاد بکنم از خانواده بزرگ مردانی آذر و از خداوند متعال برای حاج کریم مردانی آذر آرزوی سلامتی دارم سلطان خیرین کشور اغراق نیست برایشان یا جا دارد من از نامهای حاج جلیل خسروشاهی، امروز کسی عدد دقیق تعداد مدرسه ای که نه سراسر کشور نمیداند نه فقط آذربایجان نمیدانیم چرا چون این قدر انسان بزرگ بوده که نگفته که مثلاً فلان جا فلان مدرسه دارم.
من از همه همکاران سعی کردم برای امروزی عدد دقیق بیاورم نتوانستم یعنی اون حجم را تا پانصد مدرسه حرفش هست ولی خوب نگفته کجاها می سازم یا یاد بکنیم از خیرین بزرگی که این روزها جناب آقای نصرالهی پارسال به عنوان خیر مدرسه ساز در سطح ملی انتخاب شد و تجلیل شد در طول تقریباً دو نیم سال در شبستر سی کلاس درس ساخت اینها نیازمند تعظیم هستند که من از همه آنان قدردانم اما در حوزه هم افزایی سوالتان خیلی دقیق و هوشمندانه هست خوب هم خوشبختانه در جغرافیای ایران همه اینها را داریم چی شده که امروز تبریز توانسته به این افتخار به مدد خیرین خود و موسسات، به شهر بدون گدا برسد، یک بخشی در همان دیرینه فرهنگی است و یک بخش در همافزایی اتحادی است به نظر من ببینید هیئت مستمندان تبریز. شاید تنها بخشی از این مسئله را به دوش کشیده ببینید چه اتفاقی افتاده حالا در حوزه اداری به هر حال تبریز مثل هر جای دیگر نیازمند دارد، اینجور نیست که بینیاز باشد و نیازمندی نداشته باشد، شما مثلا بخواهید این الگو را در جای دیگر پیاده بکنید به طور میانگین میگویم شاید در حولوحوش در هر ماه صد و بیست تا صد و پنجاه نفر از طرف هیئت جمعآوری می شود.
شما این را جمع آوری کنید که نمیتوانید برخورد سخت بکنید قدم اول آن که این است پردازش بشود در سیستم اداری هر کس متولی بخشی از اینها است یعنی شما اینها را جمع کردیم و تعداد واقعاً نیازمند واقعی هستند باید بروند توی سیستم حمایتی که مستمندان را وارد یک چرخه ای میکند خدمات مستمر میدهد یعنی پرونده ای باز میکند نیازهای معیشتی ،درمانی، کوتاهمدت، بلندمدت، جهازی اینها را انجام میدهند. یک تعدادی از اینها خوب واقعاً نیازمند به معنای واقعی نیستند این باید برود توی مکانیزم (ساز و کار) خودش بهطور مثال نیروی انتظامی اینها را طرد بکند یک بخشی از آن بهطور مثال بیماران اعتیاد هستند، معتادان هستند، خوب باز تبریز توی این حوزه مراکز ماده شانزده نگهداری معتادان متجاهر هست برای خودش باز یک عملکرد بسیار قابل توجهی دارد ،یک تعداد نیازمند مراقبتهای به اصلاح بهزیستی هستند.
سوال: در این مدل (الگو) ما جای دیگری را نداریم؟
محمدزاده: هرکس بخواهد این مدل (الگو) را اجرا کند، این همافزایی اداری باید باشد.
سوال: جای دیگر نیست این هم افزایی به نظر شما؟ مثل تبریز نیست؟
محمدزاده: رد نمیکنم شاید به این نحو نباشد به این ترتیبی که میگویم وقتی جمعآوری شد پایش بشود کی نیازمند حمایت مستمر مالی است کی باید در مراکز نگهداری معتادان متجاهر نگهداری بشود کی باید طرد بشود کی باید در مراکز بهزیستی نگهداری بشود اینها وقتی که توزیع میشود، خوب بهعنوان مثال، متکدیان وارداتی خوب همه جا هست میدانند دیگر تبریز جای کار متکدی وارداتی نیست این باید طرد بشود من به نظر من این دو بخش بکنم به طور خلاصه آن خدماتی که یا آن حمایتهایی که نهادهای خیر به صورت مستمر دارد انجام می دهد یعنی قطع نمیکند مقطعی نیست آن انسان نیازمند میداند که امروز به معیشت نیاز دارم دستم را میگیرد فردا به درمان نیاز دارم دستم را میگیرد فردا جهازیه لازم دارم این را می دهد اینطرف هم آن پایش و هر یک از بخشهای اداری حالا نمیگویم در سطح اداری خوب خوشبختانه اینجوری که امروز بهزیستی ،شهرداری، نیروی انتظامی، فرمانداری همه اینها دارند کار خودشان را انجام میدهند و این چرخه به نظر من میتواند مطلوب عمل بکند این چرخه باید عمل بکند که شما موفق بشویید بگویید که در این شهر من نمیخواهم یه گدای سر چهار راه وسط خیابان داشته باشند.
سوال: تا حالا در حاکمیت این مدلی (الگویی) که جنابعالی اشاره کردید، بیشتر روی بخش هم افزایی آن را به عنوان یک مدل (الگو) از شما مطالبه کردند که در تبریز شما چهکار کردید. ما بهطور مثال در فلان استان پیادهسازی کنیم؟ این مطالبه شده است؟
محمدزاده: گفتم بله از استانها می آیند تجارب اینجا را ببینند این چون پیاده کردنش واقعیتش الان به حضرتعالی میگویم مرکز نگهداری معتادان متجاهر به این راحتی نیست با گفتن حل بشود توی اینجا خدا رحمت کند آقای دکتر جبارزاده استاندار ما بود اومد یک همافزایی انجام داد و یک مرکزی را ایجاد کرد برای نگهداری معتادان یک نهاد تغذیه مالی کرد یک نهاد محلش را داد که خیریه و دولتی همافزایی بود ببینید واقعاً ایجاد این مراکز به این راحتی نیست، غیرممکن نیست ولی به این راحتی نیست.
اجازه بدهید بخش دوم سؤالتان که دولت از به اصطلاح تصدیگری به تسهیل گری و این یکی از درواقع سیاستگذاریهای کلان ماست ما تجربه کردیم دولت نمیتواند کارگزار اجرایی موفقی باشد چجور در حوزه اقتصادی رفتیم به سمت بخش روز در حوزههای اجتماعی هم این تجربه حاصل شده هرچی دولت از تصدیگری به تسهیلگری برود موفقتر است ما داریم الان این را در استان تمرین میکنیم در ابتدای آن هستیم در مرحله اجرا داریم ما به مردم خدمات سلامت میدهیم در مراکز بهداشتی و درمانی الان یک طرح پایلوتی (آزمایشی) را آغاز میکنیم، من این خدمت را میدهم به جایی که خدمت را ببرم توی بخش دولتی بدهم، من موسسه و نهاد خیریه دارم که اثربخش تر و کارآمدتر از من دارد این خدمت را میدهد، الان داریم یک سری تامین تجهیزات میکنیم بگوییم خدمات دندانپزشکی را به نیازمندان میخواهیم از طریق این موسسه بدهیم این موفقتر از حوزههای دولتی هست داریم این را تمرین میکنیم که به نظر من دیر یا زود باید به این سمت برویم تصدیگری را کمتر بکنیم و برویم به این حوزههای تسهیل گری.
سوال: آقای جلالی شما فقط در حوزه سختافزار و ساخت ساز فعالیت میکنید یا در حوزه نرمافزار و تعلیم و تربیت هم ورود دارید؟
جلالی: من یک مورد هست که در ادامه حرف عزیزمان بگویم. موسسه حمایت از مستمندان، یکی از الگوهای بسیار موفق در ایران است. ما خیریههای بسیار موفقی در تبریز داریم که آنها هم در حالت خودشان بهطور مثال چون حالا موضوع شهروندی و شهرنشینی بسیار متنوع شده و به تبع آن خیریههای تخصصی پیش آمده حالا عصر خیریههای چند منظوره تعطیل شده، خیریههای تخصصی هستند که کار را پیش میبرند نمیشود که ما جمعیت خیریه نوبر ۱۳۲۶ است ۵ تا بیمارستان دارد با ۱۲۰۰ تخت در ایران چنین خیریهای نیست و بهطور مثال، خیریه پژواک مختص بیماران سرطانی است با آموزش و غربالگری، خیریه تسکین که خیریه کودکان زیر ۱۴ سال برای سرطان است و موفق است، جاننثاران است که کار معیشتی میکند، ناب است که مهارت آموزی را کار خودش کرده که به جای ماهی دادن، ماهیگیری کنند. انجمن حکمت است که تنها مدرسه غیر دولتی ایران ویژه یتیم است، تنها مدرسه است، یعنی نیکان آینده تنها مدرسه است در ایران به تعبیر آموزش و پرورش که نه از دولت پول میگیرد و نه از اولیا که یتیم پول ندارد و ابرار قائم تنها موسسه تخصصی درباره اسکان افراد کم برخوردار است اینها است، به یک علت این را عرض کردم که چرا تبریز خیریههای آن ماندگار است، دلیل آن این است که تخصصی کار میکنند و این موضوعی که ما باید این را حتماً بگوییم که وقتی در ۲۰۰ سال ۳۰۰ سال همیشه تبریزیها با یک پدیده سختی روبرو شدند، هم پدیده را مدیریت کردند و هم خودشان ارتقا پیدا کردند.
سوال: اینکه خودشان ارتقا پیدا کردند، یعنی چه؟
جلالی: یعنی وقتی سیل تبریز آمده در سال ۱۳۱۳ کمیسیون اعانه تشکیل شده است افراد برخوردار پول دادند و افراد غیر برخوردار خدمات گرفتند، این حالا برگشته شده یک خیریه موفق، وقتی که مستمندان را آقای مدقالچی فرمودند جمعیت خیریه نوبر اول یک جمعیتی است در حوزه محله نوبر تبریز با این تعالی و با این جذب تمام نیروها یک مورد هم آقای دکتر فرمودند شما نمیتوانید که اصل نیروی داوطلب را فراموش کنید نیروی داوطلب یعنی خیرین که اینها فرای نیروهای موظفی وارد کار مردم میشوند یعنی آنکه نیروی داوطلب است هیچ اصراری برای او نیست او دو مولفه دارد یا عرفی است یا قدسی، یا عرفی است برای دل خودش یا قدسی برای رضای خدا که این دو عامل میتواند خیریهها را پایدار نگه دارد یعنی ما نمیتوانیم که چطوری خیریههایی که در بدترین زمان ۸ تا اتفاق مهم در عرض این ۲۰۰ سال در تبریز افتاده در ایران هیچ اتفاقی این گونه نداریم، اینها ۱۱ ماه جلوی استبداد محمدعلی شاه گرسنه مقاومت کردند، اینها زلزله تبریز را پسلرزههای آن را مدیریت کردند، اینها قحطیهای جنگ جهانی اول و دوم را مدیریت کردند، اینها زمستانهای سخت تبریز را مدیریت کردند، سیل ۱۳۱۳ را مدیریت کردند یعنی این مردم حالا نسلی شدند، موضوعی که بسیار اهمیت دارد موضوع توالی نسل خیرخواهی در تبریز است این مسئله فراموش نشود توالی نسلی است که پدر، پسر، جد همه در یک راستا حرکت کردند و تبریز را اینطور نگه داشتند یعنی اگر این را برای یک نسل بود حالا ما چیزی در بساط نداشتیم.
سوال: آقای مدقالچی، چند نکته را اشاره کردند که تفاوت اتفاقی که در تبریز افتاده با جاهای دیگر را مشهود میکند. آقای دکتر اشاره کردند آن همافزایی و آن نظمی که بین ارکان دخیل در این ماجرا به شکل منحصر به فردی در تبریز پیادهسازی میشود جاهای دیگر خیلی سخت است و شاید به این شکل اجرا نمیشود. آقای جلالی اشاره میکنند به تخصصی بودن خیریهها و نکته خیلی مهم توالی نسلی. شما چه نکته دیگری را میتوانید اضافه کنید که تفاوت خیریهها را در تبریز با سایر نقاط کشور نشان میدهد که هم در شرایط سخت تابآوریشان را بالا برده و هم اینکه توانسته خروجیهایی مثل شهر بدون گدا را در ایران ثبت کند.
مدقالچی: موضوع خیریههای تخصصی یک مسئلهای است که اخیراً پیش آمده و این خیریههای تخصصی نسبت به آن امکاناتی که دارند فراهم میکنند و یا آن گروهی که آنجا تشکیل میدهند آن خیریه را نسبت به آن تخصصش دارند به اصطلاح فعالیت میکنند، به عنوان مثال، خیریه در عرصه ساختمان کار میکند عدهای مهندس هستند و آنجا جمع شدند و این کار را انجام میدهند یا یک عدهای به عنوان بیمارستان سرطانی کار میکند یک عدهای که تخصص یا تخصص نسبی در موضوع بیماری و سرطان و اینها دارند که آنها آن طور تخصصی و همان کار را میکنند البته خیریه مستمندان میشود گفت که هر تخصصی که الان تقریباً میشود گفت در خیریه مستمندان بیشترین تخصصها را داریم حمایت میکنیم کسی که وارد موسسه میشود، میرود پذیرش، اگر مشکل درمانی دارد یک راه دارد اگر بیمار سرطانی دارد یک راه دارد، جهیزیه میخواهد آن یک بررسی انجام میشود، کار میخواهد ما آنجا کاریابی داریم برای کسانی که مراجعه میکنند برای مستمری بگیری یا دنبال کار هستند، برای آنها کار پیدا میکنیم.
کارهایی که درباره مسائل نیاز یک خانواده هست از شما از معیشت خورد و خوراک و گوشت و روغن و نمیدانم با وجود اینکه که الان دولت یک کالابرگ و اینجور چیزها را داده بود قبلاً هم که تعدادی اقلام به اصطلاح که نیاز خانواده از نظر کالری هست تامین میکرد، اینها را با وجود اینکه این که دولت حالا نمیدانم ادامه میدهد این را ادامه نمیدهد ولی مستمندان ارزاق خودش را که کم نکرده که زیاد هم کرده یعنی حساب کرده بودند، برای مددجویان ما از روغن و برنج و گوشت گوسفند و بعد ماکارونی و حبوبات و وسایل بهداشتی، خمیردندان، مسواک، وسایل شوینده اینها را تامین میکنیم. هر کسی از این فقرا و ضعفا که تحت پوشش هست نیازی از نظر مسائل به اصطلاح لوازم خانه آنجا داشته باشد که ما آن را تامین میکنیم که از نظر جهیزیه تهیه و تحویل دادن با شرایطی که بررسی میشود و کل مسائلی که در مؤسسه خیریه مستمندان هست از طریق تحقیق و تحقیق میشود نیازمندی او تا اندازهای با حفظ شئون خانوادهها انجام میگیرد و بعد آن امکانات به اصطلاح به او تحویل داده میشود حالا بعضی مواردی هم که مقرراتی که تدوین شده در مؤسسه آن که اجازه نمیدهد آن مسائل در صورت تشخیص آن فردی که اونجا پذیرش میکند اینها را بررسی میکند میبرد برای هیئت مدیره و هیئتمدیره آن را تثبیت میکند که آن نیاز را به او بدهند.
به عنوان مثال، ما برای تحصیل دانشگاهی یک مراحلی داریم که برای رشتههایی مخصوصی و با نمره مخصوص و تعداد واحد گذراندن مخصوص اینها را به آن آدمها میدهیم، یعنی نه اینکه هر کسی بهطور مثال الان دیپلم شد، چون بیکاری است، بروند دانشگاه دیگر بیایند ولی برای موردی هم پیش می آید که میبینیم که نه این نه پدر سرطانی دارد و اون نیازمند است حالا به اصطلاح بعد این این این خانواده را این دختر خواهد گرداند، این است که آنجا ما او را زیر پوشش قرار میدهیم یا کسانی که نیازمند اجاره خانه یا رهن خانه هستند، الان فرض بکنید نسبت به دو سال پیش ما الان حدود هشتاد تا پرونده رهن و اجاره منزل داشتیم، الان این به بیش از پانصد تا رسیده است.
سوال: اینها را خودتان شناسایی میکنید یا به شما مراجعه میکنند؟
مدقالچی: به ما مراجعه میکنند و بعد مددجویان ما هستند که خودشان جاهایی که ساکن هستند و محققین از هر چهار ماه شش ماهی یه بار آنجا را تحیق میکنند و میبینند بله این خانه، وقت رهن آن دارد تمام می شود، باید برای این خونه را مثلاً قبلاً با سی میلیون، پنجاه میلیون رهن بود الان شده دویست میلیون ، صدو پنجاه میلیون این را تامین میکنیم بعضی مواقع برای اینها با کمک خیرین برایشان خانه تهیه میکنیم یا به اصطلاح کمک هزینه و با امکانات کمی هم که خودشان دارند را هم جمعی خونهای برایشان تهیه میکنیم مثلاً توی سال هزار و سیصد و نود و هشت ما حدود پنجاه و نه تا خانه برای مدد جویان گرفتیم که حدوداً ارزش هر کدام صد و صد و بیست، صد و پنجاه میلیون تومان بوده همه آنها الان به حدود دو میلیارد قیمتش است یک و نیم میلیارد قیمتش است همان خانههایی که ما تولید ثروت کردیم یک موقعی مسکن مهر بود و علیرغم اینکه خیلی ها الان مشخص شده که طرح به اصطلاح موفقی نخواهد بود ولی ما و به خاطر این که این یک ثروتی توی جامعه انجام میدهد همدن شش میلیون ثبتنام را همان موقع سال نود و یک به آنها دادیم بالاخره الان همان شش میلیون تومان اون موقع الان شده مثلاً یه دویست و سیصد میلیون تومان ارزش که صاحب این شده آن موقع هم ما کلی خرید کردیم یک مطلب دیگر هم هست که درباره آن به اصطلاح به تخصصی بودن به حمدالله خیریه مستمندان با توجه به تعداد امنایی که حدود هشتاد نفر دارند و حدود اعضای معینی که می آیند بدون اینکه اول نام باشند شاید بیش از دویست، سیصد حالا هر موقع هم اگر کسی که کاری از دستش می آید اونجا می آید کمک میکند، این است که هر تخصص ما خودش به اندازه خیریه متخصص کار میکند. آن موضوع را آنجا در نظر می گیریم در مورد تکدیگری این متکدیان که مؤسسه خیریه حمایت از مستمندان است.
سوال: یعنی در تبریز، متولی آن شما هستید؟
مدقالچی: بله متولی مؤسسه مستمندان هست بعد اینها آمار دارند و البته نیروی انتظامی کمک میکند ما برایشان به اصطلاح نیرو به ما میدهد و بالاخره با کمک اینها با کمک شهرداری با کمک کمپهای نگهداری بانوان، کمپهای نگهداری معتادین متجاهر اینها را به اونجا هدایت میکنیم بعد شما فرض بکنید صد نفری که اونجا مراجعه میکنند، یعنی میروند خودشان جلب میکنند یه تعدادشان خودشان فرار میکنند، یک تعدادشان بیمار هستند و یک تعدادشان بیمار روانی هستند. تعدادی از آنان، امکانات مالی ندارند، کم یعنی حدود ده پانزده در نزد این متکدیانی که با این بحث مالی دارند آنها را هم ما هم می آوریم آنجا پرونده برایشان تشکیل میدهیم امکانات برای آنان میگذاریم.
سوال: آقای محمدزاده، دو تا سؤال میخواهم در یک سؤال مطرح کنم. اینکه الان مجموعه نیاز توانخواهان در تبریز و استان آذربایجان شرقی مشخص است که منحصر در چه چیزی آیا بیشتر نیاز مالی دارند آموزشی دارند درمانی دارند مسکن دارند به نحو کاملاً مشخص است یا اینکه آیا خود خیریهها اطلاعات دقیقی از میزان نیازمندی در استان دارند و اینکه آیا یک نظام واحدی برای شناسایی نیازمندان در تبریز وجود دارد و اینکه آیا یک نظام یکپارچهای که جلوگیری بکند از کارهای موازی که در یک شبکه متحدی خیریه ها با هم کار بکنند، چنین چیزی هم در تبریز هست یا نه؟
محمدزاده: ببینید ما از پارسال طرحی شروع کردیم با این مبنا که خوب همه نیازمندان معمولاً به مراکزی کمک میکنند مراجعه نمیکنند و احتمال دارد که شهروندانی باشند که نیاز شدید داشته باشند اما یا دسترسی نداشته باشند یا نروند ما آمدیم یک پایشی در سطح استان انجام دادیم با تکیه بر آن دسترسیهایی که به گردش مالی داشتیم آمدیم روی سیصد هزار نفر متمرکز شدیم پایش انجام دادیم دیدیم بله اعدادی هست که واقعاً نیازمند توجه جدی هستند اما خودشان مراجعه نکردند و دستگاهی و موسسه ای سراغ اونها نرفته این یک اتفاق خیلی خوبی بود از یک جهت خوب البته ناراحت بودیم که هستند ولی خوب دسترسی ندارند و خوشحال از بابت خوشحال که شناسایی شدند ما اینها را شناسایی کردیم به نظر من اولین نیاز این جمعیت یک پایش دقیقی است که بر اساس آن پایش اینها وارد اصطلاح مداخلهها بشوند، وقتی که پایش را انجام دادیم قدم اول کاری که داریم انجام میدعیم توانمندسازی اینها است، قبل از اینکه کمک مالی بشود چون میدانید ما تجربهای که خوب در نظام اداری داشتیم این است که خیلی از این آدمهایی که نیازمندند آدمهای توانمندی هم هستند یعنی فرض بفرمایید این را شما در یک حوزه کاری و حوزه کارگری هم جذب کنید و با تعهدتر از شاید میانگین جامعه کار کنند، قدم اول ما پایش اینها است، آموزش برای توانمندسازی اینها است، چه تعداد از اینها میتوانند کار کنند، توانمند بشوند و خیلیها هم هستند که به خاطر این اعدادی که میگویند چون در کهولت سن هستند فقط نیازمند مراقبت هستند. در این پایش به یک عدد حالا به نظر من زیبایی رسیدیم آن هم این بود که ما پانزده هزار نفر را شناسایی کردیم که نیازمند توجه بودند کمک بودند ولی حاضر نشدند وارد این چرخه بیایند، یعنی آن کرامت آنان آنجا گفتند که از ما احتمالاً واجبتر باشد که بهتر هست به آنان هم توجه شود، من اگر فرصت باشد حیفم می آید که در امر خیر و خیریه یک نگاه کوتاهی یک نگاه دیرینه شناسی در تبریز و آذربایجان نداشته باشم.
سوال: آقای جلالی بفرمایید؟
جلالی: من یک مورد بسیار مهم است که این نشست دقیقا متاثر از آن است باید بگویم. ما با خیریههای که نام بردیم و نام بردند و همه گفتند و چه کار بکنیم اگر به منابع علمی کشور وصل نکنیم، ما میمیریم. تبریز پنج تا دانشگاه، دانشگاه دولتی دارد، دانشگاه تبریز، دانشگاه صنعتی سهند، دانشگاه شهید مدنی، دانشگاه هنر اسلامی، دانشگاههای علوم پزشکی، اینها خودشان دانشکدههایی دارند که خیریهها را آموزش میدهند.
این موضوع، بسیار مهم است. بسیار مهم تر از کارهای توسعه ای است. بسیاری از چیزهایی که موردی است یعنی چی، یعنی آن که هدفش اسکان است ما وصل میکنیم به دانشگاه تبریز دانشکده هم مدیریت برنامهریزی برای مددرسانی هم دانشگاه فنی عمران دیگر دانشگاه خیریههای جایگاه بیسوادان عرفی نیست. باید اگر خیریهای به روز نباشد، حذف بشود. مرکز علمی به روز بودن دانشگاهها است. این مهم است و من استدعا میکنم که خیریههای ایران این راه، راه نجات است، یعنی اگر خیریه ها وصل نشوند به ۱۳۷ دانشکده، پژوهشکده، دانشگاه، چه میخواهند بگویند که ما به روزیم.
سوال: آنها چه خدمتهایی به خیریهها میدهند؟
جلالی: آنها خدمتهایی میدهند که در جهت هدف آن بارورتر شود.
سوال: یعنی کار خیریه را علمیتر انجام میدهند؟
جلالی: بله اینها باید به مسائل علمی خارج از ایران مسلح شوند، باید بهروز شوند، از دنیا خبر داشته باشند و از منابع علمی هم برخوردار باشند.
سوال: آقای مدقالچی، این به نظرم خیلی مهم بوده و این روزها خیلی اثرگذار است که آن کسی که کمکی را انجام میدهد، از مردم کمکهایی که جمع آوری میشود، بدانند که این کمک آنان، مستقیم به دست آن کسی که نیازمند است، می رسد. شاید خیلی وقتها این شفافسازی نمیشود یا گاهی وقتها در برخی از نقاط ممکن است برخی برای انجام فسادهای مالی و بحث پولشویی وارد کار خیریه بشوند، یعنی پوششی باشد برای کارهایی که میخواهند انجام بدهند. در تبریز چقدر مؤسسههای خیریه حاضرند که شفاف، گزارش مالی خودشان را منتشر کنند و در یک اتاق شیشهای این فرایند دریافت کمک تا رساندن به دست مستمند واقعی را به مردم گزارش بدهند؟ آیا چنین فرایندی وجود دارد؟
مدقالچی: خدمتتان عرض بکنم که همین موضوعی که شما میفرمایید این یک دغدغهای است در اهل خیر و به اصطلاح مسئولان و غیر مسئولان که ببینیم آقای این پولی که ما اینجا میآییم و خرج میکنیم یا اهدا میکنیم چه جوری مصرف می شود ما شعاری اونجا داریم این شعارمان این است که از هر یک تومانی که به ما میدهید بپرسید که این را چیکار کردید ما برای به اصطلاح اون هزینههایی که انجام میدهیم سالانه حسابرسان رسمی دولتی می آیند و حساب کتاب ما را بررسی میکند ضمن اینکه بازرسین داریم در مؤسسه، اینها را بررسی میکنند برای خرید آنجا یک ضوابط مخصوصی دارد، یعنی اینجوری نیست که هر کسی برود یه چیزی بخرد یا بهطور مثال یک پس ماندهای باشد جایی آن را بگیرد بیاورد یا استعلام باید بگیرد نوع خوبش و جنسی که میگیریم به اصطلاح اگر در استان این کارخانه تولیدی داشته باشد از استان دیگری نباید بگیرید.
سوال: یعنی مقید هم هستید که تولید استان باشد؟
مدقالچی: چون در این استان که آن کارگری که میرود کار میکند، منابع درآمدی خانواده خود را تامین می کند، این اگر برای کار وجود نداشته باشد فردا جزو همین مستمریبگیران مؤسسه ما و امثال این مؤسسههای خواهد بود. این موضوع را ما اینجوری به اصطلاح آنجا می گوییم و همیشه پاسخگو هستیم و همیشه آمار دقیق مثلاً ما میگوییم آقا هزار و سیصد و هشتاد نفر بیمار سرطانی زیر پوشش داریم. الان شما بیایید هزار سیصد و هشتاد تا پرونده را اسم و نشانی و مشخصات آن مشخص است. میگوییم اینها فقط هزینه دارو برای این بیماران ما هشت میلیارد تومان در سال ۱۴۰۴ هزینه کردیم.
همه این نسخهها، پول هایی که به داروخانه ها دادیم، پولهایی که به بیمارستان دادیم همه اینها مشخص است و تهیه این لوازم و دارو و وسایل دیگهای را به اصطلاح مواد خوراکی و تجهیزات پزشکی که برای اینها لازم است همه آنها بیشترشان، اکثرشان یعنی بدون استثنا یک عده جنس را به ما بدون وجه میدهند ما وجه آن حداقلی را توی دفاتر هم مینویسیم و آن را به مددجویان میدهیم آن را از آن کم میکنیم یک عده که به اصطلاح ما میرویم دنبال مساله ای آن را به اقل قیمت میخریم یعنی این آماری که اینطوری انجام میشود با این وضعیت تهیه میشود بعد مردم به اون کسنی که اونجا کار میکنند و نحوه عملکرد را میبینند اعتماد میکنند می آیند و پول میدهند. یعنی اینجوری نیست که مردم بروند، هر کسی گفت من یک خیریه ام، اینها هم بگویند بیا این هم پول. می آید سابقه اینجا را بررسی میکند، سابقه خیریههای دیگر بررسی میکند، عملکرد آن را بررسی میکند، شعار به اصطلاح ما این کار را میکنیم آن کار را میکنیم، مردم تبریز چون اهل تجارت و اهل حساب و کتاب هستند، اینجور نیست که بگویند به عنوان مثال، ما این کار را می کنیم، بگویند قبول است. میروند خودشان ببینند چه جوری است، چطوری، این آمارشان درست است یا نه .
سوال: تا حالا آقای مدقالچی کسی آمده از استانهای دیگر بگویند مؤسسه خیریه حمایت از مستمندان تبریز میشود بیایید این مدل (الگوی) خود را در این شهر پیادهسازی کنید؟ همانکاری که به عنوان مثال برای متکدیان تبریز انجام دادید، میشود بیایید در فلان شهر انجام بدهید؟ از شما تا حالا چنین مطالبهای شده است؟
مدقالچی: مطالبه شده و آمدند و ما به آنان بهاصطلاح آموزش دادیم، کارهایی که انجام میدهیم، نحوه آیین نامه های خود، همه اینها را گفتیم، اما این یک خواسته درونی اهالی آن جامعه است. یعنی بهطور مثال فرض کنید که ما هزینهای که برای تبریز شهر بی گدا انجام میدهیم در آن مؤسسه گروهی از مشهد آمده بودند و ایشان، آماری که شهرداری مشهد هزینه میکند برای جلب متکدیان در مشهد، شاید این را عرض کنم که حدود پانزده برابر هزینه ای که مؤسسه مستمندان هزینه میکند، آنجا هزینه میکنند، اما نتیجه هم ندارن.
ما مردم را پای کار می آوریم، باید به مردم بگوییم ، ما شعارمان این است که مردم شما پول به متکدیان ندهید، به ما هم ندهید، آنان را فقط به ما معرفی کنید. معرفی بکنند، بررسی میشود. اگر نیازمند بود به آنان رسیدگی میشود. اگر نیازمند نبود، یک عده از آنان به قول آقای دکتر، وارداتی هستند، یک گروهی از پاکستان آمده بودند اینجا سه چهار سال پیش که آنان را به اصطلاح آن عوامل موسسه ما جمعآوری و دیپورت کردند (بازگرداندند.)
یعنی واقعیت این است؛ کسانی که آنجا کار میکنند، اگر افراد علاقهمندی باشند و بیشتر یک عده قبلاً که اینجوری بوده و الان هم یک عده یک پولی به ما میدهند، میگویند بنویس بنده خدا، ما میگوییم که آقا بنده خدا را ما نمیتوانیم بنویسیم، خودت یا برو حواله بکن به این حساب، ما اینجا که پول کسی میآید، باید اسم او را بنویسیم، حالا شما میخواهید بگویید بنده خدا، اول اینکه صندوق صدقهها در مؤسسه یا جاهای دیگر هست، شما برو پولت را بینداز آنجا، ولی در روال حسابداری ما کسی که پولی میدهد، باید اسم او مشخص باشد.
سوال: آن بحث دیرینهشناسی که فرمودید، چیست و نکته پایانی را بفرمایید؟
محمدزاده: بخشش شما برای دیگری، یک رفتار اجتماعی است که نهادینه شده در تبریز. میخواهم به یک تاریخچه اشاره کنم. ۷۵۰ سال قبل اینجا شهر دانشگاهی رشیدی ایجاد شده است. خواجه رشیدالدین فضلالله همدانی، خودش پزشک و وزیر دربار ایلخانیان بوده و در آن زمان آمده و کاری کرده برای اینکه آنجا یک مجتمع بوده است، کار دانشگاهی، علمی، سلامت و همه چیز را انجام میدادند. آمده برای تداوم این کار خیرخواهانه مجموعه، وقفی انجام داده است و امروز به نام وقفنامه رشیدی شناخته میشود که در حافظه تاریخی یونسکو به عنوان یک موضوع جهانی شناخته شده است و بعدها ما میبینیم در دوره معاصر، ۱۲۰ سال گذشته، اینجا مؤسسهای ثبت شده است.
بهمن سال ۱۴۰۱ یک زلزلهای آمد. من خاطرهای کوچک عرض کنم؛ به روستایی دوردست رفتیم که ببینیم چقدر دسترسی دارند. از همین تبریز دیدم به تعداد هر خانه، یک خودرو به طرف آنجا حرکت میکند؛ کار خیرخواهانه و این فرایند به نظر من، یک رفتاری بوده که در آذربایجان و تبریز، بیشتر از دیگر منطقهها است.