پخش زنده
امروز: -
کارشناس مسائل غرب آسیا گفت: آمریکا با «آرایش نمایی» و وعده درگیریهای دو هفتهای، در پی ایجاد فضای روانی برای عقبنشینی ایران از مواضع خود در خصوص مدیریت تنگه هرمز و محدودیتهای هستهای است تا پیش از پایان دولت ترامپ، دستاوردی نمایشی را برای خود رقم بزند.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، آقای سعدالله زارعی در برنامه گفتگوی ویژه خبری با رد گزاره «عقبنشینی آمریکا» تأکید کرد که اصلاً تصمیمی برای جنگ جدی وجود نداشته و تحرکات اخیر، سناریویی تصنعی برای وادار کردن ایران به پذیرش شرایط واشنگتن در پرونده هستهای و مدیریت تنگه هرمز است. راهبردی که با توجه به تحولات میدانی و تغییر نگاه کشورهای منطقه، دستاوردی برای آمریکا در پی نخواهد داشت. متن کامل این گفتوگو به شرح زیر است:
سؤال: روز گذشته صحبت از تهدیدهای ترامپ بود و اینکه دستور حمله صادر شده است. سنتکام طرح عملیاتی اش را آماده کرده است. دو هفته عملیات مداومی که منحصر به شب هم نخواهد بود آغاز خواهند کرد و بعد از ۲۴ ساعت در بامداد امروز بود که خبر آمد که او گفته به علت واسطه گری برخی کشورها و اینکه از من خواستهاند عملیات را متوقف کنم، مهلت میدهم در مذاکرات به نتیجه برسیم و تعبیر به این شد که عقب نشینی اتفاق افتاده. به تحلیل شما آیا این واقعاً عقب نشینی آمریکاییها است یا تاکتیک شان است؟
زارعی: تعبیر عقب نشینی بیان کننده تصمیمی قطعی است که فردی تصمیم قاطعی گرفته و الان از تصمیم اش منصرف شده است. آنچه که در رفتار آمریکاییها مشاهده میکنیم، این نیست که آنها تصمیم قطعی گرفتهاند. تمام ساز و کارهایشان هم براساس تصمیم آماده کردهاند و الان به دلایلی عقب نشنی کردهاند، این را نمیبینیم. این را از تحلیل وضع میدان عرض میکنم که فضای میدان امروز در مقایسه با یک هفته و دو هفته قبل هیچ تفاوت محتوایی قابل توجهی نکرده است. یعنی هیچ وضعیت جدید جنگ افرازی را در منطقه شاهد نیستیم؛ بنابراین تدابیر جدیدی برای این کار صورت نگرفته است.
فضاهای درون کشورهای عربی هم از هماهنگی برای عملیات بزرگ خبر نمیدهد؛ بنابراین میتوانیم بگوییم اصلاً تصمیمی اینجا وجود نداشته، سناریو است برای نتیجه گیری در جای دیگری. آنجا کجا است؟ همین که الان میگویند که میانجیها آمدهاند و میگویند ایرانیها تمایل به مذاکره دارند. مذاکره درباره چه موضوعی؟ آمریکاییها دو مسئله دارند و تمام پیغام هایشان برای به نتیجه رساندن این دو مسئله است. یک مسئله تنگه هرمز است، یک مسئله هم بحث هستهای است. در بحث تنگه هرمز بعد از کلی لشگرکشی و درگیری و عملیات طرح آزادی و کارهایی که در سواحل ایران انجام دادهاند، الان آخرین حرفهایی که زدهاند این است که میگویند ایرانیها و عمانیها بر سر اداره تنگه توافق کنید. به هر توافقی که رسیدید ما آن را قبول داریم. بعد هیئت ایرانی به عمان میرود، با طرف عمانی گفتوگو میکنید و میگوید ما همچنین حرفی شنیدهایم. قرار است ما با شما سر این موضوع توافق کنیم.
فرمول ما برای این مسئله در زمان جنگ، حاکمیت به طور مطلق به طرفی است که مورد تهاجم قرار گرفته و در اینجا ما هستیم و بدون شریک. در زمان صلح، مدیریت اینجا را مشترک میکنیم و مسیر تردد هم باید به گونهای باشد که نظارت ما براساس تفاهم نامه اسلام آباد کامل باشد و به شمال و جنوب تقسیم نشود. یعنی این تسلط مدیریتی ما بر کل تنگه استمرار داشته باشد. حالا درخصوص اینکه چه تعدادی کشتی از جنوب حرکت کند، چه تعداد از شمال، روی این مسئله میتوانیم توافق کنیم. طرف عمانی میگویند قبول میکنم، اما دیگران هم باید قبول کنند، یعنی آدرس به آمریکاییها میدهد. یعنی شما جدای از اینکه با ما مذاکره میکنید، با آمریکاییها هم بر سر این مسئله مذاکره کنید. پس این حرفی که اینها زدند مبنی بر اینکه ایران و عمان هر تفاهمی که کردند ما آمریکاییها را قبول داریم، مشخص میشود که این کلاهی بیش نیست. این درخصوص تنگه است که این نوع مداخله آمریکاییها منجر به توقف مذاکرات ایران و عمان هم شده است. یعنی عملاً آخرین گفتوگوهایی که ما در چند هفته گذشته داشتیم و بعد رفت و برگشت مکاتبهای هم داشتیم عملاً این متوقف شده و به بن بست رسیده است. عامل بن بست آن هم آمریکاییها هستند. چه میخواهند، میخواهند مدیریت ایران را برتنگه برهم بزنند و اجازه ندهند مخصوصاً در شرایط پس از جنگ ایران بر این مسئله مدیریت داشته باشد و این گرهای است که اینجا ایجاد شده است.
دومین مسئله، هستهای است که آمریکاییها تلاش میکنند ما فرمول غنی سازی صفر و انتقال تجهیزات غنی شده آن ۴۰۰ کیلو و موارد دیگر به خارج از کشور را بپذیریم. این در حالی است که در مذاکرات گذشته آمریکاییها تا اینجا جلو آمده بودند که مواد غنی شده در ایران بماند، ترقیق شود و ضمناً فعالیتهای هستهای ایران در بخش غنی سازی در حدی باقی بماند، البته ما این حرف آنها را قبول نداشتیم. ولی آمریکاییها این مسئله را به عقب برگرداندهاند در حالی که ما هم در بحث تنگه و هم در بحث هستهای جلو آمده بودیم. آنها ظاهراً چیزهایی را پذیرفتهاند و حالا قلدری میکنند هم در تنگه و هم در هستهای و این کاری که ترامپ ناامیدانه انجام میدهد، چون آنها میگویند دو هفته جنگ، ما که شش هفته جنگ کردیم جنگ رمضان تا ۱۹ فروردین حدوداً شش هفته میشود، شما در شش هفته نتوانستهاید کارتان را پیش ببرید، حالا صحبت از دو هفته میکنید. در حالی که آرایشی که در ۹ اسفند شکل گرفته بوده، آن آرایش از هم پاشیده و باور کشورهای جنوب به اینکه با جنگ میشود ایران را تسلیم کرد از بین رفته در حالی که در ۹ اسفند چنین اعتقادی بوده است.
این اینکه شما بتوانید از مسیر نظامی مسئله را حل کنید، در داخل آمریکا الان دیگر طرفدار ندارد. چطور شما در طول آن شش هفته نتوانستید آن چیزی را که میخواستید با جنگ سنگین پیش ببرید و ناچار شدید که آتش بس بدهید، حالا میگویید در دو هفته میخواهید به نتیجه برسانیم؟ وگرنه ایرانیها بیایند روی این دو مقوله و حرف ما را بپذیرند. به نظر من این آرایش تصنعی است، اینها آرایش نمایی میکنند، آرایش جنگ هم نیست. اینها آرایش نمایی میکنند با این هدف که ما کوتاه بیاییم و در این دو مسئله اساسی حرف آنها را بپذیریم تا اینکه آمریکاییها پرچم پیروزی را بالا ببرند و بگویند آنچه را که میخواستیم محقق کردیم و دیگر جنگ تمام است.
سؤال: برخی تحلیل شان این است که کج دار مریض تا انتخابات آبان ماه این را ادامه خواهند داد که بتوانند آن را به سلامت پشت سر بگذارند؟
زارعی: آنها اگر بتوانند این موضوع و دو مسئله را به فوریت در زمان کوتاه محقق کنند، حالا با تهدید نظامی یا با ترفندهای دیگر، این کار را به فوریت انجام میدهند و تا انتخابات صبر نمیکند. اما اگر این نشود و ایرانیها محکم سر موضع خودشان بایستند، آمریکاییها ناگزیر هستند جنگ را تا انتخابات ادامه دهند. ولی این ادامه به نفع آنها نیست. اگر شکل اول پیدا شود یعنی با فشار اینها بتوانند یک بلهای از ایران حداقل در یکی از این دو تا بگیرند. میتوانند بگویند ما بالاخره در جنگ دستاوردی داشتهایم. اگر نتوانند همین فضای افتان و خیزان، همه اش تشر بزنند و عقب بنشینند.
محاسبه کرده بودند گفتند تا الان از ۲۸ خرداد که این سند را رؤسای جمهور دو کشور امضاء کردهاند تا الان ۱۰ بار ترامپ گفته میزنم، باز گفته به احترام میانجیها یا کشورهای عربی فعلاً متوقف شدهام. این حرفها را ادامه میدهد و علتی هم پشت این نیست. علت بزرگ ما هم همین است که اینها شش هفته جنگیدند و بعد گفتند آتش بس. حالا میگویند دو هفته میخواهیم بجنگیم. الان که قویتر شدهایم، خیال مان هم راحتتر است. مردم را داریم، نظامیها جایگاه خودشان را پیدا کردهاند، تجربه به هم زدهاند، روحیه قوی پیدا کردهایم، مردم اعتماد به نفس خوبی برای پیروزی در اینجا پیدا کردهاند. در نقطه مقابل آمریکاییها در حضیض اعتماد به دولت ترامپ برای اداره جنگ هستند؛ بنابراین این مسئله به نظر من بیشتر یک آرایش نمایی است تا آرایش واقعی.
سؤال: شاید پیش بینیها این بود که به مانند قبل از جنگ رمضان یا جنگ ۱۲ روزه بعد از سفر نتانیاهو به آمریکا، عملیات بزرگی اتفاق خواهد افتاد که گفته میشد تهدیدی که ترامپ کرده همین خواهد بود. امروز هم در فضای مجازی گفتند نتانیاهو گفت که از توئیت ترامپ فهمیده که عملیات لغو شده و او خبر نداشته است. نقش رژیم صهیونی چه است، چرا ما به جای اینکه اراضی اشغالی را مورد هجمه قرار دهیم، مناطقی در کویت و بحران و عراق مورد هجمه قرار گرفتند؟
زارعی: مطلب اول اینکه اسرائیلیها به شدت مایلاند این جنگ منهای خودشان در این منطقه ادامه پیدا کند. یعنی ما با آمریکا درگیر باشیم، حتی آمریکاییها تشدید کنند و در اینجا ایران تضعیف و بعد هم سرگرم شود و ایران نتواند به طور اساسی به لبنان کمک کند و خودش در این صحنه درگیر باشد.
دومین مطلب اینکه اسرائیلیها در این صحنه نمیخواهند شریک باشند، به علت درگیری شدیدی که در پرونده لبنان دارند، الان آنها در کشاکش بحث با حزب الله لبنان هستند. در این فضا مناطقی را هم اشغال و حزب الله را زیر فشار قرار دادهاند. دولت لبنان در مقابل حزب الله قرار گرفته، حزب الله هم در فضای سکوت نظامی است. یعنی دست به عملیات نمیزند، اسرائیلیها یک جانبه کارهایی را آنجا انجام میدهند. البته حزب الله در نقاط حساس واکنش نشان میدهد. کما اینکه دیروز در منطقه جبال که اسرائیلیها عملیات داشتند، حزب الله جواب داد و ایستاد. ولی به طور عمومی حزب الله در فضای سکوت نظامی است. اسرائیلیها مایلاند همین فضا را ادامه دهند و در این جنگ نباشند. چون وقتی به این جنگ بیایند مجبور هستند آنجا را سست کنند و از طرف ایران هم دچار آسیب جدی میشوند.
این از سمت آنها، اما از سمت ما چرا ما اسرائیل را در این صحنه فعلاً منها کردهایم. منها کردن ما به صورت اصولی و قطعی نیست. در همین فاصله آتش بس تا امروز ما حداقل یکبار به اسرائیلیها حمله کردهایم و آنها پاسخ ندادند و نخواستند این فضا را ادامه دهند. از طرفی جمهوری اسلامی بر اساس فرمول اداره جنگ که یکی از فرمولها و مهارتهای کنترل جنگ محدود نگه داشتن میدان و تمرکز در میدان روی نقاط اساسی دشمن است، فعلاً دامنه درگیری را گسترده نکرده است.
رفتار نظامی ما در این حدود ۲۱ روز را مرور کنید. در مقطع عملیات نصر ۲، ابتدا در عملیات نظامی روی بحرین و کویت، زوم میکردیم، امارات و عربستان از عملیات نظامی ما منها بودند، ما روی این دو نقطه متمرکز شدهایم. چون کویت موقعیتی داشت که آمریکاییها میتوانستند از آن در حمله زمینی علیه ما استفاده کنند و بحرین موقعیت مرکزی در عملیات دریایی داشت. ما برای اینکه فضای اقدام زمینی علیه خودمان را بسوزانیم و پشتوانه عملیاتهای نظامی آمریکاییها که دریایی بود را سست کنیم، چون هر مقدار فشار روی بحرین میگذاشتیم، روی موضوع محاصره ایران در آبهای شمال اقیانوس هند تأثیر میگذاشت، لذا اینجا متمرکز شدیم. این دو را در وضعیت فلج قرار داریم و بخشی از لجستیکها و امکانات به اردن منتقل شد، فلش عملیاتی ایران به سمت اردن رفت. سه پایگاه و به طور خاص پایگاه الازرق را در آنجا زیر ضربات قرار دادیم که در آخرین اقدام که واقعا بسیار بزرگ بود، ۶ فروند اف ۳۵ آمریکاییها ضربه خورد که سه تای آن کامل منهدم شد و سه تا هم کامل از رده خارج شد و ضربه بسیار مهلکی بود به آمریکایی ها.
این کمک میکند به آن سوال که اگر قرار بود آمریکاییها دست به اقدام سنگین بزنند، باید بعد از این که ما الازرق را حسابی زدیم، اقدام میکردند این قابل قبول بود. داخل جامعه آمریکا و یک مقدار هم در داخل ایران میتوانست واکنش همدلانهای با آمریکاییها ایجاد کند. یعنی یک عده از ایرانیها بگویند که شما آنجا را زدید، اما آنجا تیم ترامپ منفعل عمل کرد. این نشان میدهد عملیات نظامی علیه ایران، آن عملیات گسترده منظور است. آن چیزی که سنتکام میگوید دو هفته آماده شدیم اینها شعارنمایی است بیشتر تا یک واقعیت خارجی؛ بنابراین ما برای مهار جنگ فعلا؛ نه همیشه، زدن اسرائیل را کنترل کردیم. یعنی به تعبیری دست نگه داشتیم. الان خبرهایی داریم که آمریکاییها بعد از اردن در دو منطقه دارند تمرکز پیدا میکنند. یک منطقه در بلغارستان است؛ جنوب اروپا، یک منطقه هم در رژیم صهیونیستی است که سه پایگاه آنجا دارد فعال میشود. اگر احساس کنیم تمرکز عملیاتی آمریکاییها از این مناطق رفته داخل سرزمینهای اشغالی مسلما همان طوری که در اردن متمرکز عمل کردیم و کوبیدیم پایگاههای آمریکاییها را و تا منطقه نزدیک عقبه را زدیم، حتما به سراغ آنها هم میرویم، اما تمرکز در عملیات را فعلا حفظ میکنیم مگر این که دشمن بخواهد گسترش میدان بدهد.
سوال: افق این جنگ را کجا باید ببینیم؟ آیا صرفا بحث تنگه هرمز و مسئله هستهای است که اگر به هر علتی سر این دو موضوع به نتیجه و جمع بندی برسیم تمام میشود یا فراتر از چیزی است که صحبت میکنیم؟
زارعی: آن چیزی که برای آمریکا در وضع فعلی یعنی امروزی که با هم صحبت میکنیم، که میخواهد از جنگ خارج شود، تئوری این است که باید از جنگ خارج شوم و همین گفتگویی که بین ترامپ و نتانیاهو در این سفر اخیر که برای تدفین لیندسی گراهام انجام شد، که خیلی هم کارد نتانیاهو نبرید و نتوانست پیش ببرد زمان جلسه هم بسیار محدود بود یک ساعت و بیست دقیقه.
سوال: گفتند قدرت اقناع کردنش خیلی کم شده.
زارعی: بله آن چیزی که نتانیاهو به ترامپ وعده داده بود در جنگ خلاف آن ثابت شد. گفته بود بزنید زود با یک پیروزی تاریخی خارج میشوید و در تاریخ بعنوان بزرگترین رئیس جمهور آمریکا معرفی خواهید شد و این نشد؛ بنابراین در این صحنه وقتی بحث افق را مطرح میکنیم باید چند مسئله را کنار هم ببینیم تا بتوانیم این افق را تنظیم کنیم. یک مسئله این است که آمریکاییها در این جا به استیصال واقعی رسیدند این را میتوانیم در همین اظهارات دیشب پریشب ترامپ که در دو طرف او روبیو و هگست بودند مشاهده کنیم. در آنجا استیصال علنی بود که نشان میدهد اینها در داخل خودشان جمع بندی خروج از جنگ را دارند منتها خروج از جنگ اگر بدون هیچ دستاوردی باشد این نه فقط برای ترامپ و حزب جمهوری خواه بلکه برای کل آمریکا و فراتر از آمریکا غرب تاثیرات بسیار بزرگی دارد. دچار بحران اساسی میکند آنها را، در این وضعیتی که آمریکاییها نمیتوانند جنگ را به درستی مدیریت کنند و به سامان مدنظر برسانند دارند دنبال دستاوردهای متوسط و حداقلی میگردند.
دستاوردهای متوسط و حداقلی ترامپ، مسئله هستهای و تنگه هرمز است که این دو تا مخصوصا تنگه هرمز پرچم نشان دهنده طرف پیروز در این جنگ است. اگر ایران در این جا استقامت به خرج دهد و تبعات این استقامت را بپذیرد، در منطقه و در تاریخ به عنوان طرف قطعی پیروز در این جنگ شناسایی میشود. اگر آمریکاییها بتوانند این را از دست ما بگیرند گر چه این تنگه قبل از جنگ باز بوده، ولی اصل این که ما اجازه ندادیم آمریکاییها به تنگه هرمز مسلط شوند این برای آنها نتیجه قابل قبول خواهد بود لذا رفتند به این سمت؛ اما همانطوری که آمریکاییها را در عمل هول دادیم از آن خواستههای بزرگ به سمت یکسری خواستههای محدود، با استقامت خودمان میتوانیم این دو مسئله را هم از چنگ آمریکاییها خارج کنیم یعنی باز آنها را هول دهیم به سمت خواستههای ضعیف تر. مثل این که بگویند امنیت کشورهای جنوب را شما قبول کنید که دیگر در امور مثلا عراق دخالت نکنید، یکسری از این حرفها بزنند. حرفهایی که خیلی محتوای آن هم مشخص نیست.
شما دخالت نکنید یعنی چه؟ یعنی رابطه سیاسی نداشته باش؟ رابطه سیاسی که همه دارند، اگر رابطه سیاسی داشته باشد، نفوذ دارید و این رابطه سیاسی در ابعاد مختلف قابل توسعه است. با چیزهایی حداقلی میشود آمریکاییها را کشاند به آن وادی ها. مثلا این که شما کاری به کشورهای جنوب نداشته باشید، مگر ما تا حالا کاری به کشورهای جنوب کار داشتیم؟ یک چنین قرارهایی بگیرند بعد بیاید بگوید من دستاورد دارم ایران قرار است در امور کشورهای جنوب دخالت نکند.
سوال: یعنی ما به این نوع میخواهیم پنجره خروج برای او باز کنیم منظور شما این است؟
زارعی: منظورم این نیست که پنجره خروج. میگویم شما الان در نقطه پیروزی هستید که ترامپ از آن خواستهها رسیده به بحث تنگه و بحث هستهای؛ اگر مقاومت کنید ناگزیر میرود در لایههای ضعیفتر و به جایی میرسد که مفتضحانه مجبور است صحنه را ترک کند و این در توان ما هست، البته مقداری هزینه دارد و جمهوری اسلامی است که میتواند در برابر این نحوه فشارها هم مقاومت کند و هم بدل داشته باشد. یعنی راه فرار برای خودش در نظر بگیرد، کما این که تا حالا اینطوری بوده.
بایستی استقامت کنیم با استقامت مان به دستاوردهایی بسیار بالاتر از تنگه هرمز هم میرسیم. تنگه را باید با جدیت حفظ کنیم، اما بزرگتر از آن به این جا میرسیم که ایران ابرقدرت جهانی نظامی را از صحنه خارج کرد و ما اعتباری در صحنه بین الملل به هم میزنیم. مرکزیت بزرگی در جهان اسلام پیدا میکنیم که آن وقت میتوانیم حرف اول را در جهان اسلام و منطقه بزنیم و فضای تمدنی را برای خودمان و برای جهان اسلام ایجاد کنیم. این چیزی که الان دیده میشود که آمریکاییها دارند یکی یکی نیروهایشان را از پایگاهها میبرند. امروز خبر آمد که چند هواپیمای غول پیکر در پایگاه اربیل به زمین نشست و اینها در حال انتقال تجهیزات و نفرات از پایگاه اربیل هستند. این مسئله بسیار بزرگی است در حالی که آمریکاییها برای این که بتوانند تعدادی نیروی نظامی را در عراق نگهدارند که به بهانه مسائل داعش آورده بودند بجنگند برای این که تعدادی نیرو را نگه دارند، اما با این حال امروز خبر این است که بخش زیادی از این نیروها دارد از پایگاه اربیل خارج میشود یا در پایگاه علی السالم کویت همین طور در پایگاه الازرق اردن، در پایگاههایی که در بحرین، در پایگاههایی که در عربستان مثل السلطان است این خبرها بیان کننده این است که دستاوردهای بسیار بزرگی برای ما در راه است و انشاالله با مقداری استقامت به این دستاوردهای بزرگ خواهیم رسید.
سوال: موضوع دیگر خلع سلاح حماس مطرح است یا پیش از آن برای حزب الله مطرح بود یا برای نیروهای مقاومت عراق، این چقدر جدی است و فکر میکنید این به نوعی تضعیف این جبهه به حساب میآید؟
زارعی: خلع سلاح، برنامه کاملا جدی و اساسی است. خلع سلاح هم رمز انحلال مقاومت است؛ بنابراین مسئله سادهای نیست که بگوییم حالا خلع سلاح کنند خودش که هست و در ساختارها کار میکند؛ بنابراین برنامه آنها اساسی است و برای انحلال مقاومت با اسم رمز خلع سلاح است، اما آیا امکان این در عمل وجود دارد؟ این ماجرا ۳۰ ساله که مطرح است. خلع سلاح مقاومت در غزه، در لبنان و در جای دیگر و یک زمانهایی هم نوساناتی ایجاد کرده، در نهایت این مسئله محقق نشده.
الان به طور خاص مثلا غزه، بحث خلع سلاح مطرح است. حماس هم گفته ما همکاری میکنیم در فضایی به شرطی که دولت واقعا ملی در غزه شکل بگیرد، در بحث سلاح با او همکاری میکنیم، اما در لایه ذهنی مقاومت و آن چیزی که در این صحنه میگذرد آیا خلع سلاح شدن است؟ آیا تن دادن به خلع سلاح است؟ حتما نیست. بخاطر این که مقاومت دست از آرمان آزادی فلسطین که نکشیده هنوز دارد آن را فریاد میزند. آرمان آزادی فلسطین، بدون سلاح محقق نمیشود، باید سلاح باشد؛ بنابراین این مسئله حتی آن گاهی که مقاومت در مسئله خلع سلاح، علامتی از پذیرش نشان میدهد، پشت آن یک نه اساسی است. در بحث لبنان هم همین است. حزب الله میگوید چنانچه تهدید نباشد در مورد لبنان حاضریم درباره سلاح همکاری کنیم. اما تهدید هست اسرائیل تا هست تهدید هست. این حرف حزب الله ترجمه اش این است که تا زمانی که اسرائیل هست سلاحم را حفظ میکنم. حالا ممکن است در گفتوگوهای ملی بحثهایی پیش بیاید، یک جاهایی صحبتهایی شود، ولی اساسا همانطوری که اصل خلع سلاح جدی است، اصل مقاومت در برابر خلع سلاح هم به همان میزان جدی است و لذا بعید میدانم اینها بتوانند دست آخر سلاح را از دست مقاومت در بیاورند.
سوال: و ایضا در عراق و نیروهای مقاومت عراق؟
زارعی: در عراق هم به همین صورت است. در عراق یک مسئله این است که حشدالشعبی گرچه جزو ساختار است ولی ساختار آن مقاومتی است، یک موجودیت مقاومتی است. در کنار این مسئله گروههای مسلح دیگری هستند که اینها بخشی شان دارند پا جای پا حشدالشعبی میگذارند، بخشی هم مستقلاند. اینهایی که مستقل از حشدالشعبیاند مثل کتائب امام علی (ع) مصائب در راه حق و کتائب سیدالشهدا (ع) و امثال این ها، اینها گروههاییاند که سلاح در اختیار دارند برای مقابله با بحرانهای امنیتی که محتمل هست برای عراق و مقاومت پیش بیاید و در ساختارهای رسمی آنها قابل حل نباشد.